همه زندگی من
دو هدیه اسمونی
امروز به سختی سعی کردم این وبلاگ رو براتون درست کنم چون واقعا سنگینم شما دو تا وروجکم همش تو شکمم وول میخورین نمیدونین چقدر دوست دارم زودتر ببینمتون تا حالا تشویش.دلهره.هیجان.عشق.امید... امشب سی و یک هفته و 3 روزتون به امید اون که شما رو به من داده اون که همیشه کمکم کرده تموم میشه دارم روز شماری میکنم تا همه اعضای قشنگ و کوچولوتون تشکیل بشه شب و روز دعا میکنم که به موقع و سالم به دنیا بیایید. دیروز رفتم صدای قلبتونو شنیدم پسرکم چرا به گوشی خانم دکتر لگد زدی؟ از الان داری جذبتو نشون میدی؟ من که عاشقتم دختر ملوسم چقدر قللبت صداش قشنگه قربونت برم تو این هفته به امید خدا با بابایی میریم سونو گرافی ببینم چقدر توپولی شدید کم کم دارید ورجه ورجه هاتونو شروع میکنید میرم یه کم استراحت کنم قربونتون برم مامان شقایق الان که دارم براتون مینویسم شما دو تا مثل فرشته های معصوم تو خواب نازید و من از دیدنتون لذت میبرم میخوام این و بدونید که زندگی بدون شما برام محاله اینقدر شیرین شدین که با شما بودن با همه سختی هاش برام از هر تفریحی جذاب تره من و بابا عاشقتونیم و شما دو عزیز دارید به زیبایی رشد میکنید برسامم:تو این ماه یاد گرفتی.......به سرعت چهار دست و پا بری وبه همه جای خونه سرک میکشی مبل و میزها و ماشین لباسشویی و تخت رو میگیری و براحتی می ایستی بای بای میکنی.نای نای میکنی و مامانی رو با لبهای باز میبوسی و وقتی بابا از در میره میرون دنبال تا پشت در بدرقه اش میکنی و دل مامان برات ضعف میره عاشقتم با 8 تا دندونه نازت بنیتام: تو هم مثل برادر کوچولوت تو این ماه با تفاوت 1 هفته یاد گرفتی چهار دست و پا میری و به همه جای خونه سرک میکشی و از همه جا میگیری و براحتی می ایستی فقط تو قشنگ ماما ن 2 دندون کچولو داری نای نای بای بای میکنی 1 کار مهم هم داری که صبحها تا چشمهای نازتو باز میکنی و تا شب که بخوای لا لا کنی به هییییییییییییچ عنوان از یادت نمیره و اون اینه که:همش برسام رو تعقیب میکنی تا موهاشو بکشی گاهی اون خودش میاد سرش و میزاره رو پاهات که تو راحت تر به هدفت برسی:) دخترک خوبم این لباس سوغاتی دوست مامان سودابه است مبارکت باشه عزیزکم دیروز به همراه بابایی رفتیم پارک با کالسکه اولین بار بود میبردیمتون پارک خیلی دوست داشتید و با تعجب به همه جا نگاه میکردید و خدا رو شکر 4-5 ساعت اونجا بودیم شما زیاد اذییت نکردین فقط برسام جونم از اونجایی همیشه زور میگه میخواست تو کالسکه جلو بشینه و چون من دلم نمیخواد به اینکار عادت کنه بنیتا جونمو جلو نشوندم ولی بعد جاشون عوض شد اینم یه عکس ناراضی از پسرک قشنگم ولی خدا رو شکر دخترم مثل همیشه خانمی کردی تو صندلیت نشستی و مسیر رو راحت طی کردیم برسام هم طبق معمول تا خود شمال تو بغل من شیطونی کرد رفتیم ویلای عمه پروانه(عمه خودم) خدا رو شکر خوش گذشت امروز صبح هم برگشتیم خونه و من از صبح داشتم همش کاااااار میکردم عاشقتونم مامان شقایق بوسسسسس عکس از خوابیدن معصومتون در ادامه مطلب:) سلام عزیزهای دل هزار ماشاا... به جونتون امروز وارد دهمین ماه زندگی قشنگتون شدین امسال نوروز ما با همه سالها فرق داره شما دو تا با حضورتون به زندگیمون رنگ تازه ای دادین و من و بابا حسین از وجودتون شادیم برسام دقیقا شب تحویل سال بعد از تلاشهای مکرر موفق شد چهار دست و پا حرکت کنه و کارم از اون روز سخت شده چون همش سعی داری جاهای خطرناک بری و لی من عاشقتم بنیتا هم سینه خیز میره زیر میزها و مثل یه موش کوچولو همه سیمهای برق رو میخواد ببره به سمت دهنش و من بابا همش داریم دنبال شما دو تا کوچولوی ناز می دویم همش نگرانم که بعد از تعطیلات نوروز که دست تنها میشم چجوری مراقبتون باشم خدایا مثل همیشه هوامو داشته باش عاشقتم راستی بنیتا جونم از شب چهارشنبه سوری همش میگه ماما ماما و من کلی ذوق میکنم عاشقتم دخمل نازم عکس توی ادامه مطلب:) سلام بنیتاو برسام عزیزم به امید خدا فردا وارد نهمیم ماه زندگیتون میشید هشت ماه و ۱ روز هزار ماشا ا... خیلی شیطون شدید و کم کم نگهداریتون برام سخت شده ولی مثل همیشه خدا کمکم میکنه من و بابا عاشقتونیم برسام که با روروک سر از همه جای خونه درمیاره و من همش باید دنبالش باشم سلام دختر ناز و مهربونم چند روزه خیلی کلافه ای ولی مثل همیشه صبوری میکنی قربونت برم الان دست زدم به لثه ات دیدم جوووون دندون قشنگت داره میاد بیرون الان یه دندونه خیییییلی ریز داری مبارکت باشه زندگیه مامان شقایق عاشقتمممممممممممممم امروز دقیقا هفت ماه و۱۹ روزتونه برسام جونم از چهارشنبه شب تب کرد و از فردا صبحش هم گلاب به روتون اسهال واستفراغ خلاصه خیلی اذییت شدم خدا رو شکر که به تعطیلی خورده بود و بابا جونتون خیلی کمکم کرد و تو این چند روز که خونه بود متوجه شد که نگهداری از شما دو تا وروجک کار چندان ساده ای هم نیست خلاصه بنیتا جونم هم فکر کنم میخواد دندونهای قشنگش در بیان یه کم داره بی تابی میکنه خدا جونم بهم توان بده این روزهای سخت و لی شیرین رو طی کنم تو همیشه باهام بودی هر چندکه بنده ی خوبی برات نیستم راستی هر ۲ تا تون براحتی میتونید بشینید و برسام هم علاوه بر سینه خیز رفتن گاهی یه کم هم به سمت جلو شیرجه میزنه بازم میگم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ بار شکرت
تو زندگیم هیچوقت مشتاق چیزی به این شدت نبودم یه
حس خاصیه 

.




ادامه مطلب
بنام خاق یکتا خالق بنیتا و خالق برسام
ادامه مطلب
.gif)
بنیتا همش بلند بلند اواز میخونه من باید گوش کنم![]()
![]()
![]()
البته امروز حال برسام جونم خیلی بهتره و غرهاش هنوز ادامه دارندامروز متوجه شدم همه این بیماریش بخاطر درامدن ۴ تا دندونها نیش هستن مامان فدات که اینقدر اذییت شدی![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : shotSkin.com |





